موسیقی ذهن را آرام میکند... این را هزاران بار گفته ام... آرامش ذهن بدن را راحت میکند و حسی بینظیر به تو میبخشد... آه... من برده ی موسیقی ام... به ارتقای روحم کمکی شایان مینماید و مرا از افکاری که همیشه در ذهنم رژه میروند و مرا توانی برای مبارزه با آنها نیست دور میکند... شاید تنها راه فرار از فکر های من موسیقی ست... آری موسیقی ست که مرا انسان میکند و به من روح میبخشد... تمام این حرف ها را برای او نه یک بار و نه صدبار تکرار کردم و هیچ اثر نداشت... او دیوانه بود و مرا درک نمیکرد نه من... نه یک بار و نه صد بار از او خواهش کردم که در هنگام موسیقی گوش دادن مزاحم نشو... نه یک بار و نه صد بار پاسخش این بود "هیچوقت این موسیقی گوش دادنت تمام نخواهد شد" و با اشک از اتاق موسیقی بیرون میرفت... حسم را برهم میزد و مدتی میگذشت تا دوباره آن حس را بازیابم... این امر مرا بسیار عصبانی میکرد... دقایقی پیش باز به اتاق موسیقی آمد و باز شروع به خواهش و التجا نمود که دست از گوش دادن این موسیقی بردارم... با داد و فریاد میگفت که سه سال است فقط کارم شده موسیقی گوش دادن... زن و بچه ام را ول کرده ام و در این اتاق به گوش دادن یک قطعه موسیقی آن هم نه یک بار و نه صد بار پرداخته ام! اما آخر من این موسیقی را دوست دارم... موسیقی به من آرامش میدهد... ذهن را آرام میکند... موسیقی ست که مرا انسان میکند...! صدایش غیر قابل تحمل مینمود و جدای از آن بر صدای موسیقی غالب میشد به حدی که دیگر نمیشد صدای آن موسیقی دلنشین را شنید و این بسیار مرا عصبانی کرد... از جا برخواستم و گلوی او را فشردم تا صدای موسیقی را بهتر بشنوم... پس از چند لحظه صدایش قطع شد و من توانستم بعد از مدتی دوباره حسم را به دست آورده و به شنیدن موسیقی دلخواهم مشغول شوم... موسیقی ذهنم را آرام میکند و مرا انسان میسازد... این را نه یکبار و نه صد بار تکرار کرده ام...

نظر یادتون نره هاااااا...!