چهارشنبه 06/11/90

همه جا در سکوت کامل... من و تنها من در این خانه ی تاریک و ظلمانی بیدارم... همه در خواب و من بیدارم ، همه بیدار و من در خوابم... کی از خواب بیدار خواهم شد و چگونه؟ خدا میداند... نه... از نظر من همه در خوابیم... این دنیا دنیایی نیست که خدا میخواهد... دنیای زیبا را باید در بیداری جست... نه در این کابوس ترسناک... دردناک ترین موضوع آن است که بدانی حقیقتی هست لیک ندادنی چگونه باید به آن دست یافت... میدانم در خوابم و ندانم چگونه باید برخواست از این کابوس دردناک... تا نجویم نمیابم... میجویم تا بیابم چگونه باید برخواست از این... شاید فریاد زدن راهش است... یا سر خود را به دیوار کوفتن... یا شاید هم به انتظار بیداری نشستن... نمیدانم... لیکن نیک میدانم تا نجویم نمیابم...

 

( امیدوارم منظورمو کامل رسونده باشم... )